محمد ابراهيمى وركيانى
245
تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )
كرد . مردم عراق نيز نيكو او را يارى دادند ، ولى يك حادثه نابهنگام همه زحمات آن حضرت را ناتمام گذاشت . آن حادثه و كوتاهفكرى و لجاجت مردم عراق سبب شد كه آنان براى پايان يافتن جنگ و تعيين داور اختلاف نمايند ، در مقابل اميرمؤمنان على ( ع ) صفآرايى كنند . درست به هنگام آخرين لحظات پيروزى ياران على ( ع ) و شكست نهايى سپاه شام ، عمرو بن عاص تنها به هدف آتشبس و تجديد قوا ، دستور داد كه قرآنها را بر سر نيزه كنند و به ظاهر از سپاه عراق بخواهند كه قرآن درباره اختلاف آنان داورى كند و آنچه مقتضاى عدل و حقيقت است با تأييد طرفينِ درگير به اجرا درآيد ! اين آخرين چارهاى بود كه اگر پذيرفته مىشد مىتوانست نابودى قطعى آنان را مدتى به تأخير اندازد و در غير آن صورت همه اهداف اميرمؤمنان على ( ع ) جامه عمل مىپوشيد . استدلال خوارج در لزوم آتشبس ياران اميرمؤمنان على ( ع ) از مردم عراق و يمن ، هرچند از افرادى مانند اشعث تأثير پذيرفته بودند ، ولى در حقيقت استدلال آنان در لزوم پذيرش پيشنهاد سپاهيان شام به آيه نهم از سوره حجرات بود كه مىفرمايد : و اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند ، ميان آندو را اصلاح دهيد ، و اگر [ باز [ يكى از آندو بر ديگرى تعدى كرد ، با گروه تعدىكننده بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد . پس اگر بازگشت ، ميان آنها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد ، كه خدا دادگران را دوست مىدارد . « 1 » روشن است كه همه ياران اميرمؤمنان على ( ع ) و نيز خود آن حضرت ، سپاهيان شام را بهظاهر مسلمان مىدانستند و پيشنهاد آنان را در صورت صداقت ، بپذيرند . ازاينرو على ( ع ) نيز نفرمود وظيفه جز آن است . بلكه سخن على ( ع ) اين بود كه معاويه و عمرو بن عاص در صدد صلح و پذيرش حكم خدا نبوده ، بلكه تنها آتشبس مىخواهند و در صددند بههر صورت از شكست قطعى جلوگيرى كنند . زيرا عراقىها بر آنها پيروز شده بودند و سرنوشتى جز
--> ( 1 ) . حجرات ( 49 ) : 9 .